اقتصاد بین دوره های طولانی رشد مثبت خروجی (گسترش) و دوره های کوتاهتر رشد منفی (رکود اقتصادی) حرکت می کند. تغییر بین این مراحل به طور معمول به عنوان چرخه تجارت گفته می شود. این چرخه یک ویژگی برجسته در اقتصادها - هم پیشرفته و هم در حال توسعه - است و می تواند در سراسر کشورها همبستگی داشته باشد. همبستگی چرخه های تجاری حاکی از آن است که گروه هایی از کشورها برای کشش زمان در همان مرحله قرار دارند. نمونه ای از این موارد را می توان در شکل مشاهده کرد ، که نشان می دهد نرخ رشد سالانه تولید ناخالص داخلی (تولید ناخالص داخلی) در ایالات متحده ، کانادا و مکزیک از سال 1981 تا 2014. توجه داشته باشید که داده های ایالات متحده و کانادایی در طی 30 گذشته به طور مشابه حرکت می کنندسال ها. در یک دهه گذشته ، اقتصاد مکزیک نیز همگام شد: همبستگی بین ایالات متحده و مکزیک بیش از 100 درصد افزایش یافته است.

همگام سازی چرخه تجارت ممکن است رخ دهد زیرا کشورها شوک های مشترکی را برای همه کشورها تجربه می کنند (به عنوان مثال ، شوک قیمت نفت که باعث افزایش یا کاهش قیمت نفت برای همه) یا شوک های رایج برای کشورها در همان منطقه (به عنوان مثال ، اختلال در آب و هوا یا درگیری های منطقه ای) می شود. از طرف دیگر ، شوک ها می توانند در یک کشور رخ دهند و به سرعت در کشورهای اطراف پخش شوند. میزان همگام سازی چرخه های تجاری در سراسر کشورها ممکن است به ، از جمله موارد دیگر ، فاصله فیزیکی ، میزان تجارت دو جانبه ، شباهت ها در موسسات یا زبان یا مسیرهای تجاری تاریخی بستگی داشته باشد.
یکی از راه های فکر کردن در مورد همگام سازی چرخه تجارت ، تصور چرخه تجارت هر کشور به عنوان داشتن یک مؤلفه جهانی ، یک مؤلفه منطقه ای و یک مؤلفه کشور است. مؤلفه جهانی حرکات مشترک را در چرخه های تجاری همه کشورها ضبط می کند و همزمان جهانی را نشان می دهد. مؤلفه منطقه ای حرکات مشترک را با همسایگان یک کشور (احتمالاً جغرافیایی) به تصویر می کشد و همزمان منطقه ای را نشان می دهد. یک مؤلفه کشور حرکات موجود در چرخه تجارت را که برای آن کشور منحصر به فرد است ، ضبط می کند و منجر به یک چرخه تجاری مستقل تر می شود.
قدرت همبستگی چرخه های تجاری کشورها به اهمیت نسبی این مؤلفه ها بستگی دارد. به عنوان مثال ، اگر مؤلفه منطقه ای چرخه یک کشور از اجزای جهانی و کشور بزرگتر باشد ، ممکن است این کشور با همسایگان خود هماهنگ تر از کل جهان به نظر برسد. در مقاله ای در سال 2003 ، اقتصاددانان ایحان کوز ، کریستوفر اوتروک و چارلز ویتمن اهمیت نسبی مؤلفه های جهانی ، منطقه ای و کشور چرخه های تجاری در 60 کشور را ارزیابی کردند. در نمونه اولیه خود (1960 تا 1990) ، آنها دریافتند که مؤلفه های جهانی و کشور بخش قابل توجهی از حرکات چرخه ای را برای اکثر کشورها توضیح می دهند. اجزای منطقه ای بسیار کمتر توضیح داده شده است.
با گذشت زمان ، عوامل تعیین کننده همگام سازی چرخه تجارت - جانبازان ، الگوهای تجارت و غیره - می توانند تغییر کنند. به عنوان مثال ، تشکیل اتحادیه اروپا و تصویب توافق نامه تجارت آزاد آمریکای شمالی ، کالاها را قادر می سازد تا راحت تر در مرزها جریان یابد. کاهش هزینه های حمل و نقل و توانایی بیشتر بنادر در ظروف حمل و نقل بزرگ نیز ممکن است تجارت دو جانبه بین کشورهایی را که قبلاً ممکن است معامله نکرده باشند ، افزایش دهد. در گذشته ، باز بودن بیشتر در تجارت منجر به جهانی شدن می شد. اخیراً ، توافق نامه های تجاری منطقه ای ممکن است چشم انداز را به سمت همزمان تر از جهانی تر منطقه ای - به جای جهانی شده - تغییر کند.
در مقاله اخیر ، اقتصاددانان Hideaki Hirata ، Kose و Otrok دریافتند که اهمیت چرخه های منطقه ای - به ویژه در اروپا و آسیا - به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. درک هماهنگی - و به ویژه ، کدام کشورها هماهنگ هستند - می تواند یک مؤلفه مهم برای اجرای سیاست ضد چرخه باشد. رکود در سایر کشورها که چرخه همزمان دارند می توانند رکود داخلی را پیش بینی کنند و منجر به سیاست به موقع تر شود. درک هماهنگی همچنین می تواند بینشی در مورد تأثیر تنوع تجاری ، افزایش جریان مالی و توافق نامه های تجاری منطقه ای فراهم کند ، که همگی به تعریف اقتصاد جهانی در قرن بیست و یکم کمک کرده اند.
در این مقاله ، ما برخی از حقایق را در مورد همگام سازی چرخه تجارت - به ویژه برای کشورهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) مستند می کنیم. ما بر روی مؤلفه های جهانی و منطقه ای تمرکز می کنیم ، که نشانگر جمع شدن بین کشور است ، نه مؤلفه های کشور ، که نشان می دهد چگونه داده ها در داخل کشور حرکت می کنند. ما ابتدا اهمیت این مؤلفه ها را برای چرخه هر کشور در طی یک دوره 30 ساله در سال 1960 در نظر می گیریم. کشورها بر اساس نزدیکی جغرافیایی به هفت منطقه "قاره" طبقه بندی می شوند. 3 سپس ما در نظر می گیریم که آیا مناطق تعریف شده جغرافیایی بهینه هستند و شواهدی ارائه می دهند. برای استفاده از نهادهای اقتصادی ، علاوه بر فاصله جسمی ، به عنوان معیار تشکیل مناطق. سرانجام ، ما مستند می کنیم که آیا مؤلفه منطقه ای چرخه کشورها اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
مستند سازی چرخه های تجاری بین المللی
اگرچه چرخه های تجاری بیشتر برای توصیف وضعیت اقتصاد یک کشور واحد مورد استفاده قرار می گیرند ، جهانی سازی و گسترش توافق نامه های تجاری منطقه ای باعث شده است تا اقتصاددانان به مطالعه جنبش های مشترک این چرخه ها در چندین کشور بپردازند. به عنوان مثال ، منطقه یورو یک اتحادیه اقتصادی و پولی است که از 19 کشور اروپایی تشکیل شده است. این کشورها در مجاورت جغرافیایی نزدیک قرار دارند ، یورو را به عنوان شکل ارز خود پذیرفته اند و عضو اتحادیه اروپا هستند که جریان تجارت آزاد در بین کشورهای عضو را تسهیل می کند. پس از آن ، تغییر در سیاست پولی بانک مرکزی اروپا می تواند بر همه کشورهای اتحادیه پولی تأثیر بگذارد و چرخه های تجاری آنها را به هم نزدیک کند. این بهم پیوسته به این معنی است که شوک ها - خوب یا بد - توسط همه کشورهای عضو تجربه می شوند. کاهش کمی بانک مرکزی اروپا در حال حاضر در افزایش پیش بینی های رشد تولید ناخالص داخلی در همه کشورهای عضو نقش داشته است. از طرف دیگر ، عدم اطمینان پیرامون خروج شایعه شده توسط یونان از منطقه یورو می تواند اقتصاد اروپا را بی ثبات کند.
در مقاله فوق الذکر در سال 2003 ، کوز ، اوتروک و ویتمن چگونگی ارتباط 60 چرخه تجاری کشور را بررسی کردند. کشورها و مناطق قاره آنها در جدول همراه نشان داده شده است. به ویژه ، آنها در نظر گرفتند كه آیا كشورها به عنوان كل جمع شده اند ، خواه كشورهایی در همان قاره با هم جمع شوند یا اینکه آیا هر کشور مستقل از سایرین حرکت می کند. آنها با استفاده از نرخ رشد تولید ، مصرف و سرمایه گذاری ، کسری از چرخه تجاری هر کشور را که به مؤلفه های جهانی ، منطقه ای و کشور منتسب می شود ، اندازه گیری کردند. اگرچه هر یک از این مؤلفه ها بدون نظارت هستند ، اما می توان آنها را از داده ها استنباط کرد و مجموع این مؤلفه ها یک پروکسی برای چرخه تجارت است.
دو روش برای همگام سازی چرخه تجارت کشورها
| آمریکای لاتین | اروپا | آفریقا | آمریکای شمالی |
| کاستاریکا | اتریش | کامرون | کانادا |
| جمهوری دومینیکن | بلژیک | ساحل عاج | مکزیک |
| السالوادور | دانمارک | کنیا | ایالات متحده |
| گواتمالا | عظم | مراکشی |
| هندوراس | فرانسه | سنگال | آسیا (در حال توسعه) |
| جامائیکا | آلمان | آفریقای جنوبی | بنگلادش |
| پانما | یونان | زیمبابوه | هندوستان |
| ترینیداد | ایسلند | اندونزی |
| وابسته به آرژانتین | ایرلند | آسیا (توسعه یافته) | پاکستانی |
| بولیوی | ایتالیا | هنگ کنگ سار | وابسته به فیلیپین |
| برزیل | لوکزامبورگ | ژاپن | سری لانکا |
| شیلی | هلند | مالزی |
| کلمبیا | نروژ | سنگاپور | اقیانوسیه |
| اکوادور | کشور پرتغال | کره جنوبی | استرالیا |
| پاراگوئه | اسپانیا | تایلند | نیوزلند |
| پروانه | سوئد |
| اروپایی | سوئیس |
| ونزوئلا | انگلستان |
توجه: عناوین قاره نشان می دهد که چگونه اقتصاددانان ایهان کوز ، کریستوفر اوتروک و چارلز ویتمن کشورها را بر اساس جغرافیا در سال 2003 تقسیم کردند. گروه های جایگزین (و جدیدتر) کشورهای طبقه بندی نه براساس جغرافیا بلکه با علاقه های مشترک ، نهادها ، ارزش ها و موارد مشابه. این طبقه بندی کشورها را به سه "منطقه" غیر جغرافیایی ، که به رنگ قرمز ، سبز و آبی نشان داده شده است ، گروه بندی می کند. این سیستم توسط اقتصاددانان نویل فرانسیس ، مایکل اویانگ و اوزژ ساواسین ساخته شده است.
اهمیت نسبی هر جزء نشان دهنده میزان به هم پیوستگی آن کشور است. حرکت تمام 60 کشور قابل توجه است و نشان می دهد که یک چرخه تجاری جهانی وجود دارد: 15 درصد از انحراف در رشد تولید جهانی از حد معمول توسط همه 60 کشور نمونه تجربه شده است. به طور مشابه، 9 درصد و 7 درصد انحراف در رشد مصرف جهانی و رشد سرمایه گذاری به طور معمول توسط همه کشورها تجربه شده است. با این حال، اهمیت مولفه جهانی در کشورهای مختلف متفاوت است، که نشان می دهد برخی از کشورها نسبت به سایرین به هم مرتبط ترند. مؤلفه جهانی برای تبیین فعالیت اقتصادی کشورهای پیشرفته و صنعتی مهمتر از کشورهای در حال توسعه است. با در نظر گرفتن تنها کشورهایی که در گروه 7 نامیده می شوند، سهم نوسانات در رشد تولید که توسط مؤلفه جهانی توضیح داده می شود بیش از دو برابر و سهم نوسانات در رشد مصرف توضیح داده شده توسط مؤلفه جهانی بیش از چهار برابر می شود.
اهمیت مؤلفه جهانی نشان دهنده ارتباط متقابل بین همه کشورها در طول رکود اقتصادی جهان است. با این حال، به نظر می رسد که مؤلفه های منطقه ای تنها درصد کمی از نوسانات چرخه تجاری را توضیح می دهند، و نشان می دهد که پیوندهای منطقه ای برای اکثر کشورها بسیار محدود است. به طور خاص، مؤلفه منطقه ای برای اروپا (قبل از اتحادیه اروپا) تنها ۲ درصد از تغییرات سه متغیر اقتصادی (تولید، مصرف و سرمایه گذاری) را توضیح می دهد. از سوی دیگر، مولفه منطقه ای برای کشورهای آمریکای شمالی، نسبت بیشتری از تغییرات تولید را نسبت به اروپا توضیح می دهد که تقریباً برابر با سهم مولفه جهانی است.
به نظر نمی رسد چرخه های تجاری اکثر کشورهای آفریقایی و آسیایی (توسعه یافته و در حال توسعه) با همسایگان منطقه ای خود و یا سایر نقاط جهان همراه باشد. در این مناطق، مولفه کشور نقش غالب را در تبیین حرکت در متغیرهای اقتصادی ایفا می کند. سهم هر دو بخش جهانی و منطقه ای اندک است. این عدم همزمانی ممکن است ناشی از داشتن بخش های تجارت بین المللی نسبتاً کوچک این کشورها یا ترکیب اقتصاد آنها باشد. برای مثال، بسیاری از کشورهای آفریقایی نمونه، بخش های کشاورزی نسبتاً بزرگی دارند.
منطقه چیست؟
جای تعجب است که چرا سهم مولفه منطقه ای در چرخه تجاری در مقایسه با مشارکت سایر اجزا کم است. اگر تجارت یک عامل تعیین کننده اساسی برای پیوستگی باشد، همبستگی منطقه ای پایین ممکن است نشان دهد که تجارت درون منطقه ای در مقایسه با تجارت کلی مهم نیست. اگر درست باشد، این یافته این تصور را مخدوش می کند که هزینه های کوه یخ - هزینه های حمل و نقل که در فاصله جغرافیایی افزایش می یابد - تمایل به تجارت را کاهش می دهد.
در مقاله ای در سال 2012، اقتصاددانان نویل فرانسیس، مایکل اویانگ و اوزگه ساواسین دریافتند که مؤلفه منطقه ای زمانی اهمیت بیشتری دارد که «منطقه» متفاوت از جغرافیای ساده تعریف شود. مناطقی که صرفاً بر اساس فاصله جغرافیایی هستند ممکن است حرکت منطقه ای را خاموش کنند، به خصوص اگر هزینه های کوه یخ تعیین کننده اصلی تجارت نباشد. به جای انتخاب مناطق بر اساس موقعیت مکانی، مناطق بر اساس عوامل خاص کشور ایجاد می شوند، مانند میزان باز بودن اقتصادی برای تجارت، سهم سرمایه گذاری از تولید ناخالص داخلی واقعی، روش حل تعارض، سیستم حقوقی، زبان،و ترکیب تجارت و تولید.
داده ها نشان می دهد که کشورها را می توان به سه گروه طبقه بندی کرد. جدول همراه تفاوت ها را در مناطق جغرافیایی Kose، Otrok و Whiteman و مناطق جایگزین Francis، Owyang و Savascin نشان می دهد. مناطق اخیر بر اساس رنگ سازماندهی می شوند. گروه اول متشکل از بسیاری از کشورهای صنعتی، از جمله ژاپن و بیشتر اروپا است. گروه دوم شامل بریتانیا و بسیاری از کشورهای مشترک المنافع بریتانیای سابق آن است: استرالیا، کانادا، هند، نیوزلند، آفریقای جنوبی و ایالات متحده. چند کشور دیگر در آفریقا و آسیا در این گروه دوم قرار دارند. خوشه نهایی شامل کشورهای آمریکای جنوبی به همراه مکزیک، مراکش، سنگال و فیلیپین است. مطابق با یافته های Kose، Otrok و Whiteman، چرخه های تجاری کشورهای آفریقایی عمدتاً توسط مؤلفه سطح کشور هدایت می شوند و به هیچ منطقه ای با هیچ سطح اطمینان اختصاص داده نمی شوند.
تجزیه و تحلیل تشکیل گروه های کشورها در مناطق، ویژگی های مهم چرخه های تجاری بین المللی را برجسته می کند. در حالی که نقشی برای یک جزء جغرافیایی از همگام سازی چرخه تجاری منطقه ای وجود دارد - اکثر کشورهای اروپایی با هم گروه بندی شدند و اکثر کشورهای آمریکای جنوبی با هم گروه بندی شدند - به نظر می رسد سایر ویژگی های خاص کشور نیز هماهنگ سازی چرخه تجاری را در مناطق تعیین می کند. کشورهایی با فرهنگ های مشترک - به ویژه زبان ها - و سیستم های حقوقی مشترک، چرخه های تجاری مشابهی دارند. بنابراین، مکزیک با همسایگان خود در آمریکای جنوبی به زبان مشترک و ایالات متحده و بریتانیا با هم گروه بندی می شوند.
مناطقی که به این روش تعریف می شوند، سهم نوسانات رشد تولید را افزایش می دهند که به مولفه منطقه ای نسبت داده می شود و اهمیت آن را نسبت به مولفه های جهانی و خاص کشور افزایش می دهد. با تعریف مناطق صرفاً بر اساس مکان، مؤلفه منطقه ای بیش از 2 درصد از نوسانات در رشد تولید را توضیح می دهد. این مولفه های جدید منطقه ای بیش از 22 درصد از نوسانات رشد تولید را توضیح می دهند. این افزایش چشمگیر در اهمیت مؤلفه منطقه ای نشان می دهد که اهمیت عامل منطقه ای ممکن است زمانی که کشورها در مناطق کاملاً جغرافیایی طبقه بندی می شوند، به اشتباه ارائه شود. اگر ماهیت پیوندهای اقتصادی بین کشورها به درستی درک نشود، سیاست ملی کمتر مؤثر است. بنابراین، طبقه بندی کشورها به "منطقه ها" برای مطابقت با روند تجارت و جریان های مالی به تکامل خود ادامه می دهد.
افزایش منطقه ای شدن؟
در 30 سال گذشته، پیوندهای منطقه ای و موافقت نامه های تجاری به طور قابل توجهی افزایش یافته است. اگر تجارت و جریان های مالی بین کشورها به طور فزاینده ای منطقه ای شود، مولفه منطقه ای نیز ممکن است اهمیت بیشتری پیدا کند. هیراتا، کوزه و اوتروک در مقاله ای در سال 2013 بررسی کردند که آیا پیوندهای اقتصادی به طور فزاینده ای جهانی یا منطقه ای می شوند. جهانی شدن تجارت و امور مالی ممکن است به پیوندهای اقتصادی قوی تر بین همه کشورها، صرف نظر از مناطق، منجر شود. اما انعطاف پذیری اقتصاد آسیا در طول بحران مالی 2008-2009 حاکی از افزایش بالقوه پیوندهای منطقه ای در مقابل جهانی است.
به منظور ارزیابی اینکه آیا مؤلفه های منطقه ای چرخه های تجاری از نظر اهمیت افزایش یافته است ، می توان نمونه را به دو دوره ، 1960-1984 و 1985- 2010 تقسیم کرد ، که طی آن تعداد توافق نامه های تجارت منطقه ای از پنج به 200 افزایش یافته است و در طی آن جهانیو جریان مالی به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. هنگامی که نمونه تقسیم می شود ، در دوره دوم اهمیت بیشتری در مؤلفه منطقه ای یافت می شود. به عنوان مثال ، میانگین سهم مؤلفه جهانی در نوسانات در نرخ رشد خروجی از 13 درصد در سالهای 1960-1980 به 9 درصد در سال های 1985-2010 کاهش یافت. از طرف دیگر ، میانگین سهم مؤلفه منطقه ای در نوسانات در نرخ رشد خروجی از 11 درصد در سالهای 1960-198 به 19 درصد در سالهای 1985-2010 افزایش یافته است.
گسترش توافق نامه های تجاری منطقه ای در طی 30 سال گذشته ممکن است به توضیح اهمیت روزافزون پیوندهای اقتصادی کمک کند. به عنوان مثال ، کانادا ، مکزیک و ایالات متحده توافق نامه تجارت آزاد آمریکای شمالی را در سال 1994 برای از بین بردن موانع تجارت و سرمایه گذاری اجرا کردند. پس از آن ، جریان تجارت داخل رحمی در آمریکای شمالی نزدیک به 55 درصد از کل تجارت طی یک دهه گذشته را به خود اختصاص داده است. به همین ترتیب ، تأسیس اتحادیه اروپا و ایجاد منطقه یورو افزایش جریان تجارت داخل رحمی در اروپا را افزایش داد و تقریباً 75 درصد از کل تجارت طی یک دهه گذشته را افزایش داد.
افزایش هماهنگ سازی منطقه ای ممکن است به تنوع صنعت و شتاب تجارت در دوره دوم نسبت داده شود. به عنوان مثال ، تنوع تجارت باعث افزایش میزان شباهت بخش در سراسر کشورها می شود و احتمال اینکه کشورها در معرض شوک های مشابه قرار بگیرند و به همگرایی چرخه های تجاری کمک کنند ، افزایش می یابد.
چرخه های تجاری حرکات را در اقتصاد ردیابی می کنند. با افزایش باز بودن تجارت ، چرخه های تجاری به طور فزاینده ای به هم پیوسته اند. دانستن ماهیت تحقق چرخه های تجاری برای تدوین سیاست های داخلی برای تثبیت چرخه های تجاری مهم است. اگر چرخه های تجاری تا حد زیادی از نظر ماهیت جهانی باشند ، سیاست داخلی در یک کشور تأثیر کمی بر اقتصاد کشور خواهد گذاشت ، مگر اینکه با اصلاحات اقتصادی جهانی همراه باشد. اگر چرخه های تجاری در پاسخ به توافق نامه های تجاری عمدتاً منطقه ای هستند ، باید هماهنگی سیاست های تثبیت کلان اقتصادی را به عنوان بخشی از فرمولاسیون یک منطقه تجارت آزاد در نظر گرفت. سرانجام ، سیاست داخلی باید بر هموار سازی نوسانات چرخه تجارت متمرکز شود که در درجه اول توسط چرخه خاص کشور تعیین می شود تا آنچه که توسط مؤلفه های جهانی و منطقه ای تعیین می شود.
عوامل تعیین کننده تجارت از مزیت مقایسه ای تا هزینه های "یخ" متغیر است
میزان تجارت بین کشورها را می توان با موارد مختلف تعیین کرد. یکی مزیت تطبیقی است. یک کشور کالای خوبی را معامله می کند که برای تولید "مزیت مقایسه ای" کشور دیگر از مزیت مقایسه ای برخوردار است. از جمله موارد دیگر ، می توان مزایای مقایسه ای در تولید را ایجاد کرد ، از جمله موارد دیگر ، تفاوت در مجموعه مهارت های نیروهای کارگری کشورها ، تفاوت در کیفیت سرمایه فیزیکی و تفاوت در کیفیت یا فراوانی منابع طبیعی مورد استفاده به عنوان ورودی.
یکی دیگر از تعیین کننده های تجارت ، سیاست است. سیاست هایی که برای جلوگیری از تجارت با تحمیل موانع بزرگ عمل می کنند ، "افزایش اندازه مرز" بین کشورهای مربوطه به نظر می رسد. قوانین سیاست پولی که نرخ ارز را هدف قرار می دهد می تواند قیمت های نسبی را در دو کشور تغییر داده و تجارت را کم و بیش مطلوب کند. این نوع سیاست ها تمایل به تغییر جریان تجارت دارند اما ممکن است بر سطح کلی تجارت تأثیر نگذارد.
تعرفه یا توافق نامه های تجاری می تواند بر شیوع تجارت تأثیر بگذارد. به عنوان مثال ، مشارکت تجارت و سرمایه گذاری فراتر از اقیانوس اطلس (TTIP) یک توافق نامه تجاری است که هم اکنون در حال مذاکره بین اتحادیه اروپا و ایالات متحده است. از جمله موارد دیگر ، TTIP مقررات مربوط به تولید کالاها را استاندارد می کند تا به عنوان مثال ، ویژگی های ایمنی خودروها توسط هر دو کشور درگیر تصویب شود.
پل ساموئلسون ، اقتصاددان ، در مقاله خود در سال 1954 اظهار داشت كه یكی از تعیین كنندگان اصلی میزان تجارت دو جانبه بین كشورها ، هزینه حمل و نقل كالاها بوده است. با افزایش فاصله فیزیکی بین کشورهای بازرگانی ، این هزینه های "یخ" افزایش می یابد. از آنجا که هزینه های حمل و نقل در واحدهای آن کالای خوب پرداخت می شود ، با افزایش فاصله فیزیکی بین کشورهای بازرگانی ، میزان کالاهای قابل معامله کاهش می یابد ، دقیقاً با افزایش یک کوه یخ کوچکتر ، زیرا همچنان به ذوب شدن دورتر که از منشأ آن شناور شده است ، کاهش می یابد. دلالت بر این است که کوه یخ (که استعاره ای برای کالای قابل معامله است) دورتر از آن را از کشور مبدا باد می کند. هزینه های کوه یخ انگیزه اقتصادی را برای مؤلفه منطقه ای چرخه تجارت فراهم می کند: تجارت در مناطق به دلیل نزدیکی فیزیکی بین کشورها کم هزینه تر است. فاصله ، به معنای اقتصادی ، می تواند به بیش از فاصله فیزیکی اشاره کند. هزینه حمل و نقل کالاها می تواند با زمین تغییر کند. با فاصله و دسترسی به بنادر ، راه آهن ، بزرگراه و فرودگاه ها. و با زیرساخت یک کشور
اخیراً ، برخی از اقتصاددانان حدس زده اند که تجارت دو جانبه بین کشورها نیز ممکن است مربوط به فاصله اقتصادی گسترده تر باشد. به عنوان مثال ، شباهت در نهادهای آن کشورها ، از جمله زبان و قوانین ، ممکن است تجارت را تسهیل کند. شرکت ها در یک کشور ممکن است در صورت آشنایی با قوانین ، تمایل بیشتری به تجارت با کشور دیگری داشته باشند. اگر بنگاهها شیوه حل و فصل درگیری ها را درک کنند ، ممکن است مایل به ریسک کردن سرمایه گذاری های خارج از کشور ، تولید کالاهایی در نظر گرفته شده برای فروش در سایر کشورها یا انتقال تولید در خارج از کشور باشند.
در جهان به سرعت جهانی و پیشرفته ما ، ویژگی های خاص کشور ، مانند زبان مشترک و قوانین مربوط به حل و فصل مناقشه ، از اهمیت فاصله جسمی در تعیین شیوع تجارت بین کشورها برتری می یابد. ما می توانیم انتظار داشته باشیم که عوامل تعیین کننده تجارت دو جانبه به ویژه با افزایش توافق نامه های تجارت منطقه ای نوسان کنند.
نهادهای پایان
- ضرایب همبستگی بین ایالات متحده و کانادا ، ایالات متحده و مکزیک و کانادا و مکزیک از سال 1984: Q3 تا 2014: Q3 به ترتیب 0. 80 ، 0. 42 و 0. 33 بود. ضرایب همبستگی بین ایالات متحده و کانادا ، ایالات متحده و مکزیک و کانادا و مکزیک از سال 2004: Q3 تا 2014: Q3 به ترتیب 0. 90 ، 0. 86 و 0. 90 بود.[بازگشت به متن]
- هماهنگ سازی چرخه تجارت اغلب به شیوع تجارت دو جانبه بین دو کشور نسبت داده می شود. تجارت دو جانبه اغلب تصور می شد که فاصله فیزیکی بین دو کشور کوتاه تر باشد. نظریه های اخیر حدس زده اند که فاصله نیز می تواند فرهنگ و شباهت نهادی را اندازه گیری کند.[بازگشت به متن]
- کوز ، اوتروک و ویتمن هفت منطقه را بر اساس جغرافیا تعریف می کنند. این هفت منطقه آفریقا است که در حال توسعه آسیا ، آسیا ، اروپا ، آمریکای لاتین ، آمریکای شمالی و اقیانوسیه است. آنها کشورهای آسیایی را به دو منطقه متشکل از (1) بنگلادش ، هند ، اندونزی ، پاکستان ، فیلیپین و سریلانکا و (2) هنگ کنگ ، ژاپن ، مالزی ، سنگاپور ، کره جنوبی و تایلند تقسیم کردند.[بازگشت به متن]
- گروه 7 نفره (همچنین به عنوان G7 نیز شناخته می شود) شامل کانادا ، فرانسه ، آلمان ، ایتالیا ، ژاپن ، انگلستان و ایالات متحده است.[بازگشت به متن]
- در مدل هزینه حمل و نقل کوه یخ ، هزینه حمل و نقل کالای کالا در کاهش خود خوب است و نه در استفاده از منابع دیگر. این ایده مبتنی بر شناور یک کوه یخ است. هیچ هزینه ای وجود ندارد زیرا فاصله بین مبدا و مکان مقصد افزایش می یابد ، به جز مقدار کوه یخ که ذوب می شود.[بازگشت به متن]
- برای بحث بیشتر در مورد اختلافات نهادی به عنوان تعیین کننده جریان تجارت و ملیتز برای تأثیر زبان مشترک در تجارت دو جانبه ، به لوچنکو مراجعه کنید.[بازگشت به متن]
منابع
فرانسیس ، نویل ؛اویانگ ، مایکل تی. ؛و Savascin ، Ozge."یک رویکرد فاکتور درون زا در چرخه های تجاری بین المللی ،" مقاله کار 2012-014a ، بانک مرکزی فدرال رزرو سنت لوئیس ، 2012.
Hirata ، Hideaki ؛Kose ، M. A. ؛و اوتروک ، کریستوفر."نزدیکتر به خانه" ، امور مالی و توسعه ، صندوق بین المللی پول ، سپتامبر 2013 ، جلد. 50 ، شماره 3 ، صص 40-43.
Kose ، M. A. ؛اوتروک ، کریستوفر ؛و ویتمن ، چارلز اچ. "چرخه های تجاری بین المللی: جهان ، منطقه و عوامل خاص کشور" ، بررسی اقتصادی آمریکا ، سپتامبر 2003 ، جلد. 93 ، شماره 4 ، صص 1،216-39.
Levchenko ، Andrei A. "کیفیت نهادی و تجارت بین المللی" ، بررسی مطالعات اقتصادی ، 2007 ، جلد. 74 ، شماره 3 ، صص 791-819.
ملیتز ، ژاک."زبان و تجارت خارجی" ، بررسی اقتصادی اروپا ، مه 2008 ، جلد. 52 ، شماره 4 ، صص 667-99.
ساموئلسون ، پل A. "مشکل انتقال و هزینه های حمل و نقل ، II: تجزیه و تحلیل اثرات موانع تجاری ،" مجله اقتصادی ، 1954 ، جلد. 64 ، صص 264-89.
بهترین پلتفرم ترید...
ما را در سایت بهترین پلتفرم ترید دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : جهان پناه حديث
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : شنبه
5 فروردين
1402 ساعت: 1:31